
لوچیانو پاواروتتی دوازدهم اكتبر سال 1935 در شهر «Modena» ایتالیا چشم به جهان گشود. در بدو تولد با صدای بلندی جیغ میكشید، بهطوریكه دكترش با تعجب گفت: «چه صدای كوچولوی پرقدرتی!» بیآنكه بداند او در آینده بزرگترین خواننده اپرا با صدای Tenor جهان خواهد شد. در چهارسالگی لوچیانو روی میز آشپزخانه میرفت و آوازهای كودكانه سر میداد؛ فامیلاش از این كار وی بسیار لذت میبردند. نخستین مخاطبانش پدر، مادر، مادربزرگ و عمهاش بودند.

پدرش Fernando Pavarotti نانوا بود، اما صدای زیبایی داشت و در گروه كر «روسینی» شهر مودنا آواز میخواند. مادرش Adela Ventori، كارگر كارخانه دخانیات بود و لوچیانو معمولا وقتاش را با مادربزرگ میگذراند.در سال 1940 خواهرش Gabriel به دنیا امد و دوست صمیمی لوچیانو در دوران کودکی اش بود .

در دوران نوجوانی لوچیانو علاقه ی زیادی به ورزش فوتبال داشت و دوست داشت در این کار حرفه ای شود .با سعی و تلاش توانست در تیم شهرش مودنا راه پیدا کند .لوچیانو توانست در این کار دو دوست وفادار به نامهای ادوين تينوكو Edoin Tinoco و ورونيكا زتجو Veronica zezzgo پیدا کند که در تمام عمر حتی در هنگام وداع او با زندگی با استاد لوچیانو همراه بودند .
هنگامی که فرناندو پدر لوچیانو شب از محل کار به خانه اش می آمد مقدار زیادی از وقتش را به شنیدن اپرا از خوانندگان بزرگ Tenor در آن زمان که همیشه کارهایشان را می ستود که عبارتند از:
( Enrico Caruso ,Aureliano Pertile , Beniamino Gigli ,Mario Filippeschi )
چهرهای این بزرگان که لوچیانو از آنها الگو می گرفت :
گوش می کرد که لوچیانو هم همیشه در کنارش بود و هردو ساعتها در کنار هم از این کار لذت می بردند. بدین ترتیب نغمه های اپرا همیشه در ذهن و گوش لوچیانو می پیچید و علاقه ی او را هرروز به این نوع موسیقی بیشتر می کرد . لوچیانو از سن 9 سالگي خواندن را همراه با پدرش در گروه کر کليساي کوچک محله شان آغاز کرد و در نوجواني نيز چند صباحي از فردي به نام پروفسور دوندي و همسرش درس آواز یاد گرفت. بعدها بنا به خواسته مادرش به مربیگری پرداخت و بعد از آن در اداره بیمه مشغول به کار شد اما ذهن و فکرش همچنان معطوف به موسیقی, بخصوص اپرا بود.
پس از پایان دوره آموزگاری، لوچیانو بین مربیگری ژیمناستیك و یادگیری آواز، دومی را انتخاب كرد، اگرچه میدانست خوانندگی اپرا شغلی سخت و تعهدآور است. او ضمن همكاری با پدرش، بهعنوان خواننده گروه كر، توجهاش به كلاس درس استاد آریگو پولا Arigo Pola جلب شد. سه سال بعد با مهاجرت استادش به ژاپن، معلوماتاش را نزد استاد كامپو گالیانی Campo Galiani تكمیل كرد. سال 1955 همراه با گروه كر روسینی (یكی از بهترین گروههای كر جهان در آن زمان) به وِالس مسافرت كرد.آواز پرهیجان لوچیانو در كنار پدرش، فرناندو، با استقبال عمومی روبهرو شد.
لوچیانو در این سالها, رومانس، آوازهای محلی، اپرت Operet و آوازهایی برای تقویت صدا و تکنیک آوازی خواند.
درخشش اصلی او در April 29 1961 که با اجرای اپرای La Boheme اثر آهنگساز بزرگ ایتالیایی Giacomo Puccini که به رهبری Franco Molinari-Pradelli در سالن Reggio Emilia روی داد كه منجر به كسب جایزه بینالمللی «آشلی پِری» شد. با اجراي اين نقش، وي بهعنوان خوانندهي اپرا رسميت يافت و در سال 1965 در سالن كاونت گاردن لندن، توجه جان ساترلند , خوانندهاي سوپرانو استراليايي را به خود جلب كرد و اين آغاز فعاليت جهانياش شد.

سال 1961 برای لوچیانو، به واقع سال سرنوشتساز و سال گذر از جوانی به پختگی بود، در آن سال گواهینامه رانندگیاش را دریافت كرد و با Adua Veroni ازدواج كرد كه هشت سال نامزدش بود.

البته La Boheme نخستین اُپرای پاواروتتی نبود، منتها اجرای تحسینبرانگیزش بسان چراغی در مسیر پیشرفت او روشن شد. اپرا برای لوچیانو طلسمی بود كه با شكستن آن میتوانست گذرنامه ورود به اپراخانههای مهم ایتالیا و جهان را كسب كند و با رهبران برجسته موسیقی دمخور شود. دعوتهای متعدد از اپراخانههای داخل و خارج ایتالیا در حالی به دست لوچیانو میرسید كه وی هنوز اسم و رسم آنچنانی به هم نزده بود.
در سال 1963 یك اتفاق جالب، او را زبانزد جهانیان ساخت؛ شبی قرار بود در «كاونت گاردن» لندن اپرای Boheme با حضور Giuseppe di Stefano، از بزرگترین خوانندگان Tenor آن زمان، اجرا شود. پاواروتتی از رهبر اركستر میخواهد پیش از آمدن خواننده مشهور، وی كمی تمرین كند. اتفاقا دی استفانو مریض میشود و پاواروتتی جایش را میگیرد. علاوه بر مخاطبان حاضر در اپراخانه، 15 میلیون نفر انگلیسی نیز از طریق تلویزیون هنرنمایی او را نظاره میکردند .

نخستین سفرش به آمريكا در سال 1965 صورت گرفت و پس از آن یك تور استرالیا را هم پشت سر گذاشت. اجرای دوباره اپرای «بوهم» در اپراخانه «لااسكالا» میلان، منجر به آشنایی وی با هربرت فون كارایان Herbert von Karajan ، رهبر بزرگ قرن بیستم شد. كارایان در این ملاقات به پاواروتتی پیشنهاد داد اپراهای پوچینی را اجرا كند.
سال 1964 نیز در یادواره آرتور توسكانینی Artur Toscanini ،که از رهبران بزرگ دوران قبل بود ، بار دیگر با فون كارایان آواز خواند. دختران دلبندش همگی در دهه 60 به دنیا آمدند؛ لورنزا 1962، كریستینا 1964 و سرانجام گیلیانا 1967. استاد پاواروتی احساس عجیبی نسبت به دخترانش داشت و آنها را بهترین هدیه زندگیاش میدانست. فعالیت هنری وی پس از تولد آنها، بهطور قابلملاحظهای شدت یافت. او در یك دوره 15 ساله، مجموعه گستردهای از اپراهای مشهور جهان را اجرا كرد كه برخی از آنها عبارتاند از: ,
Turandot , Tosca , Madama Butterfly , Manon Lescaut , La Boheme , Rigoletto , ilTrovatore
Messa di Requiem , L'elisir D'amore , i Lombardi , Ernani , Otello , Lucia di Lammermoor,
Don Carlo , Un Ballo in Maschera , Luisa Miller , La Tatraviata , La Sonnambula , I Domeneo ,
Guglielmo Tell , L'amico Fritz , I Puritani , Andrea Chenier , La Fille du Regiment , Aida , Norma , Cavalleria Rusticana , I Pagliacci , Manon , La Favorita , Beatrice di Tenda , Maria Stuarda , Macbeth , Stabat Mater , La Gioconda , و...که به طور کا مل ( Compelet ) اجرا کرده است .
استاد پاواروتتی بیشتر این اپراها را با همکاری سوپرانوی استرالیایی جان ساترلند Sutherland و به رهبری Richard Bonynge که شوهر Sutherland نیز بود به زیباترین شکل اجرا کرده اند و می شود گفت که این سه ذوج هنری یکدیگر بودند .




همچنین در این دوره، بدون توقف مهمترین اپراخانههای ایتالیا، اروپا و سایر نقاط جهان میزبان او بودند؛ ازجمله نیویورك، لندن، سانفرانسیسكو، میامی، شیكاگو، فیلادلفیا، هامبورگ، وین، برلین، سالزبورگ، جنوا، پاریس، مسكو و پكن, سیدنی و...... از سال 1973 تا 1975 چند اپرای معروف را به رهبری فون كارایان برای یکی از بزرگترین كمپانیهای ضبط اپرا و موزیک کلاسیک, دكا Decca به ثبت رساند كه صدای افسانهای پدرش فرناندو او را در این اپراها همراهی میكرد.

زندگی پربار استاد پاواروتتی فقط منحصر به اپراخانهها نبود، برای مثال سالنهای كنسرت، صحنههای مایش، میادین شهر، استادیومها و پاركها بزرگ برای هنرنمایی او بودند. این روند از سال 1973 در نیویورك آغاز و پس از آن در سال 1975 در میلان ایتالیا تكرار شد. استاد پاواروتتی در همین سال كنسرت بزرگی را در پارك «دروازه طلایی» سانفرانسیسكو ترتیب داد، به طوری كه سیل جمعیت از ابتدای صبح بدین محل هجوم آوردند. سال 1977 نیز در مركز موسیقی «بلازوم» كلولند، جمعیت انبوهی را به استادیوم كشاند. سال 1980 پارك مركزی نیویورك میزبان پاواروتتی بود و بیش از 500 هزار نفر مخاطب را به انجا کشاند. سال 1984 در باغ میدان «مادیسون» نیویورك برای 200 هزار نفر آواز خواند و سال 1985 نیز هزاران نفر با اجتماع در «پیازا گراند» شهر مودنا، هموطن مشهور خود را تحسین كردند. در مجموع، اجراهای فضای باز وی با موفقیت زیادی روبهرو شدند. كمكم كنسرتهای پرسر وصدای پاواروتتی توجه شخصیتهای مهم جهان را به خود جلب كرد، یعنی علاوه بر مردم عادی، پادشاهان، رییسجمهورها، سیاستمداران، شخصیتهای علمی و فرهنگی و پاپها نیز به جمع مخاطبان او پیوستند. سال 1981 در حضور رونالد ریگان، رییسجمهور آمريكا و همسرش نانسی ریگان، آواز خواند. در سال 1982 آلبرت سابین، برنده جایزه نوبل، توجهاش به كنسرت او در دانشگاه پزشكی جلب شد. پرنس چارلز و پرنسس دایانا هم از میهمانان ویژه او در اجرای «كاونت گاردن» لندن بودند.

سال 1986 پاواروتی اپرای «آیدا» را ابتدا در «مترو پولیتن» نیویورك و سپس در «لااسكالا» میلان اجرا كرد. پس از این اجرا، روزنامها و مجلات پرتیراژ موسیقی در جهان عنوان صفحه اصلیاشان را اینگونه زدند: «لوچیانوی آسمانی».

دهههای 80 و 90 میلادی برای استاد پاواروتتی درخشش زیادی به همراه داشت. سال 1990 با پیوستن به «Jose Carreras» و «Placido Domingo» مثلث 3Tenors را تشكیل داد .

كنسرت آنها همزمان با جام جهانی فوتبال درخشش زیادی داشت و باعث خشنودی ستارههای سهگانه آواز گردید، بهطوریكه آنها تصمیم گرفتند در جام جهانی بعدی همین تجربه را تكرار كنند و سرانجام در سال 1994 در لسآنجلس به وعدهشان عمل كردند. این اجراهای وسوسهبرانگیز، توجه آنها را باز هم به جام جهانی بعدی معطوف ساخت. سال 1998 در پاریس در حالی برنامه اجرا كردند كه برای جام جهانی 2002 هم نقشه میكشیدند. این اقدام پاواروتی و دو یار همراهش از آن جهت جالب است که هنگام برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال، جلب توجه افکار عمومی به مسائلی غیر از فوتبال، مانند اپرا معطوف شود.

یكی از كنسرتهای فراموشنشدنی استاد پاواروتتی، سال 1991 در «هاید پارك» لندن بود كه هنگام برگزاری كنسرت، باران به شدت میبارید و 250 هزار نفر تماشاچی حاضر در پارك كه در میان آنها چهرههای سرشناس مملکتی چون پرنس چارلز و پرنسس دایانا نیز دیده میشد که مفتون آواز اسطوری موسیقی جهان, استاد پاواروتتی شده بودند.
این اجرا بهعنوان یك رویداد جالب و نادر در موسیقی، رسانهها را واداشت تا آن را بهصورت زنده برای مردم اروپا و آمريكا پخش كنند. در یك پله بالاتر، استاد پاواروتتی با تكرار موفقیتآمیز این تجربه در سال 1993 در پارك مركزی نیویورك، موفق شد بیش از 500 هزار نفر مخاطب را به سوی خود جلب كند كه علاوه بر حاضران، میلیونها بیننده تلویزیون نیز در سراسر جهان شاهد هنرنمایی او بودند. بیتردید این اتفاق نقطه عطفی در زندگی هنری لوچیانو پاواروتتی به شمار میرود. البته درك و هضم عظمت چنین اجراهایی برای اذهان ایرانی بسیار سخت است، زیرا تالار وحدت تهران در حالت معمول 800 نفر را پذیراست، در سالن میلاد فقط 2000 نفر جای میگیرند. تالار وزارت کشور در حالت معمول فقط 3200 نفر را میزبان است و فضای باز كاخ سعدآباد و چهل ستون اصفهان هم در بهترین حالت فقط گنجایش 5000 نفر را دارند.
سال 1992 استاد پاواروتتی موسسه ای را تحد عنوان پاواروتتی و دوستان ( Pavarotti & Friends ) تاسیس کرد که هدفش از این کار کمک به بچه های جنگ، گرسنگان و مستمندان بوده است.
استاد پاواروتی در این برنامه ها که در شهرش مودنا بعد از اولین سال تاسیس همه ساله در آنجا اجرا می شود از خوانندگان مطرح دیگر سبکها مثل سبک پاپ، راک، جز، رپ و ... دعوت به همکاری نمود.

استاد پاواروتتی به جز اهداف بشردوستانه با این عمل اهداف دیگری هم داشتند و اميدوار بود به اين وسيله اپرا را به مردمي که تاکنون چيزي از اپرا نمي دانستند بيشتر معرفي کند و آنها را با اين سبک موسيقي آشتي دهد. استاد پاواروتتي با تشکيل گروه «پاواروتي و دوستان» که در آن خوانندگان مشهور بين المللي پاپ دنيا و سبکهای دیگر ازجمله برايان آدامز، آناستازيا، سلين ديون، التون جان، اريک کلاپتون، انريکو ايگلسياس، ريکي مارتين، استينگ، ماریا کری، استیو واندر، بونجوی،... و بسياري ديگر، به او ملحق شده بودند، کنسرت هاي خيرخواهانه زيادي جهت کمک به کودکان جنگ زده اجرا کردند.
آثار وی در ایران هم با همین عنوان منتشر شدند و تاكنون آلبومهای «Pavarotti & Frieds» از شماره یك تا هفت منتشر شده است.
استاد پاواروتتی با آنكه یك چهره موسیقی كلاسیك به شمار میرفت، اما ابایی نداشت كه در سایر موسیقیها خودنمایی بكند، از جمله موسیقی جز و موسیقی پاپ، وی سعی میكرد شأن هنری همراهان خویش در زمان اجرای برنامه را بالا بیاورد بدین معنی که خیلی را حت در کنارشان می ایستاد و انها را در آ غوش می گرفت بدون آنکه کسر شأنی برایش باشد. برای مثال قرار گرفتن وی در كنار گروه Spice girls نه تنها سطح موسیقیاش را پایین نیاورد، بلكه اعتباری دست نیافتنی به لحاظ بزرگ منشی و روح آسمانی اش به او بخشید.

استاد لوچیانو پاواروتتی در آستانه هزاره سوم میلادی با چهل سال تجربه خوانندگی، همچنان در اوج میخواند. اجرای 26 اپرای مختلف طی چهار دهه در اپراخانههای مشهور ایتالیا و جهان، تنها بخشی از ثروت هنری او می باشد. 331 كنسرت و 315 رسیتال به همراه اجرای مكرر اپراها؛ در مجموع 1266 برنامه عمومی و بزرگ را در كارنامهاش ثبت كرده كه آنها را در بیش از 60 كشور جهان اجرا نموده است.
براستی که رکوردی دست نیافتنی میباشد . او زندگينامه خود را به نام داستان من در سال 1981 و دنياي من را در سال 1995 منتشر کرد. پاواروتي در سال 1995 در يكي از اجراهاي خود دچار لرزشهايي در نتهاي بالاي خود شد. بسياري اين اجرا را نقطه آغازين افول اين اعجوبه توانمند موسيقي ميدانند. با اين حال شخصيت عامل و تسلط بيبديل او در شيوه اجرايي كه به اپرا در يك كلام روح ميبخشيد، او را همچنان از نقدهاي آسيبرسان مصون داشت و بر محبوبيت او بيش از پيش افزود .
استاد پاواروتتي همچون همکاران بنامش
Enrico Caruso ,Aureliano Pertile ,Beniamino Gigli ,Mario Filippeschi ,Jussi Bjorling ,Mario del Monaco ,Faranco Corelli ,Giuseppe di Stefano ,Carlo Bergonzi ,Nicolai Gedda ,Jon Vickers شهرتي وراي كشور زادگاهش و در اندازههايي فراتر از آنچه از يك خواننده اپرا انتظار ميرود، كسب كرد. هنر والا و شخصيت دوستداشتني او دايره تاثيرگذاري او را به گستره همه دنيا كشانيد و از او شخصيتي جهاني ساخت. آ لبوم های او در طول چهار دهه فعالیت هنری اش، به پرفروش ترین آلبوم های موسیقی كلاسیك تبدیل شده بود. از او بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم از دهه ۱۹۶۰ تا كنون به فروش رسیده و او كسی است كه برای نخستین بار آلبوم كلاسیكی را در صدر فهرست پرفروش ترین های موسیقی در جهان نشاند. او نخستين کسي بود که قرار بود جايزهي فرهنگ ايتاليا را دريافت کند. خودش گفته بود: اين جايزه وجودم را از شادي و غرور پر ميکند.

استاد لوچیانو پاواروتتی یك بار با قاطعیت احساس عمیقاش را چنین بیان كرد: «من فكر میكنم وقتی یك زندگی صرف موسیقی میشود، آن زندگی به زیبایی سپری شده است. این چیزی است كه من زندگیام را به خاطرش وقف كردهام». مردمیشدن هنر اپرا به واقع مدیون فعالیتهای بیوقفه اوست، هنرمندی که بیگمان ایتالیا و جهان بدون وی چیزی دست نیافتنی کم دارد .
بخش زیادی از این نوشته برگرفته از سایت رسمی لوچیانو پاواروتی است.
در 13 مارس 2004 استاد پاواروتتي در آخرين اجراهايش جمعيت را 45 دقيقه متوالي به تشويقي ايستاده وادار كرد. در اين اجرا پردهها 10 بار براي او از نو بالا رفته و يكي از به يادماندنيترين قدردانيها را به نمايش گذاشتند. استاد آخرين اپراي خود را در ماه مارس 2004 در سالن اپراي Metropolitan Opera با اجرای اپرای Tosca اثر Giacomo Puccini به اتمام رساند . 
استاد سال 2006 تحت عمل جراحي سنگيني قرار گرفت و از آن پس از نظرها پنهان بود.
پاواروتي روز هشتم آگوست 2007 به دليل تب شديد وعود دردآور بيماري مجددا در بيمارستان مودنا بستري شد.

او پس از عمل جراحي لوزالمعده در سال گذشته دست کم پنج بار تحت شيمي درماني قرار گرفت و پس از عمل جراحي پانكراس مجبور به لغو کنسرت هايش شد و هر چند تصميم گرفته بود از دنياي موسيقي خداحافظي کند اما تور خداحافظي خود را شامل اجراي 40 کنسرت که از ماه می 2004 آغاز شده بود،
بود را لغو کرد و اين ترس جامعه هنري را فراگرفت كه ديگر وي قادر به اجراي كنسرت نباشد. پاواروتتي در ماه می (ارديبهشت) يك تور بينالمللي خداحافظي را آغاز كرده بود كه به اجبار آن را ناتمام گذاشت. در ساعات آخر چهارشنبه رسانههاي ايتاليا اعلام كردند كه حالاين خواننده به شدت رو به وخامت گذاشته و وي "در شرايط بسيار بدي "قرار دارد
در 25 آگوست سالجاري مرخص شده بود .بیماری استاد يكي از بدخيمترين سرطانهاي شناخته شده بیماری استاد سرطان لوزالمعده معرفي شد. آخرين اجراي عموميپاواروتي در افتتاحيه المپيك زمستاني تورين بود؛ سال 2006.

قبل از تور خداحافظی پزشكان سرطان را در بدنش تشخيص دادند. استاد پاواروتتي سرانجام پس از 71 سال عمر با برکت و پر از دستاوردهای نادر و خارق العاده به دليل ابتلا به سرطان لوزالمعده در روز 6 سپتامبر 2007 , ۵ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶ در زادگاهش مودنا و در حالي كه تمامي اعضاي خانواده و بسياري از دوستانش بر بالينش بودند، چشم از جهان گشود . در گذشت تأسف انگیز او را نزديكترين دوست و مدير برنامههايش «تري رابسن» اعلام كرد. خبر درگذشت این خواننده با سرعتی برق آسا در صفحه اول خبرگزاری های جهان جای گرفت؛ بسیار پرسرعت تر و وسیعتر از خبر درگذشت ریگان و یلتسین!
پيکر استاد پاواروتتي با کت و شلوار سياه که همیشه هنگام اجرای کنسرتها و رسیتالهایش به تن داشت و همان دستمال سپيد معروف داخل تابوت بسیار زیبا گذاشته شده بود

به هر حال از روز پنجشنبه به بعد، دنيا ديگر پاواروتتي ندارد. جايگاه استاد پاواروتتي در دنياي هنر پر شدني نيست .
مراسم تدفین :
در ابتداي مراسم قطعه آوه ماريا، اثر جوزپه وردي آهنگساز ايتاليايي توسط راينا کابايوانسکا خواننده سوپرانو اجرا شد. پس از آن گروه کر روسيني قطعه يي از رکوئيم لوئيجي کروبيني را اجرا کرد. گروه کر روسيني، گروهي است که پاواروتتي در سال هاي جواني در آن شرکت مي کرد و فعاليت هاي خود را از آن آغاز کرده بود. نخست وزير ايتاليا در اين مراسم گفت؛ «امروز ايتاليا غمگين است. اما در عين حال از داشتن چنين نماد مهمي احساس غرور مي کند.» او درگذشت پاواروتتي را فقدان صداي رساي موسيقي ايتاليا و جهان اعلام کرد. رومانو پرودي نخست وزير ايتاليا و همسرش، معاونان نخست وزير و تعدادي از وزراي کابينه از جمله آرتورو پاريزي وزير دفاع ايتاليا, دبير سازمان ملل متحد، کوفي عنان، و همچنين سفير ايالات متحده امريکا در ميان مقامات شرکت کننده بودند. از ميان هنرمندان حاضر در مراسم مي توان به بونو خواننده گروه U2، فرانکو زفيرللي کارگردان ايتاليايي اپرا و سازنده فيلم هايي چون «رومئو و ژوليت» و «برادر خورشيد، خواهر ماه» و همچنين جو ولپ مدير موزه «متروپوليتن» نيويورک و تعدادي ديگر از خوانندگان و اهالي موسيقي اشاره کرد.
آهنگ وداع با پيکر استاد توسط آندرا بوچللي خواننده مشهور ايتاليايي اجرا شد. او قطعه «Ave verum corpus» اثر موتسارت را به عنوان آخرين قطعه موسيقي اين مراسم انتخاب کرده بود. ظرفيت کليساي جامع شهر مودنا چيزي در حدود 700 نفر است که اکثر آن در اختيار اعضاي خانواده و دوستان، مقامات سياسي و هنرمندان قرار گرفته بود. مراسم داخل کليسا را توسط صفحات نمايشي بزرگي که در ميدان نصب شده بود، تعقيب مي کردند. در مراسم خاک سپاري سلطان اپراي جهان، لوچيانو پاواروتي، در ميدان پياتزا، هزاران نفر از مردم مودنا و شهرهاي ديگر ايتاليا با دست هاي به هم پيوسته و چشماني خيره به بلندگوها مي نگريستند; صداي لوچيانو آنقدر طبيعي بود که گويي همين لحظه روي صحنه ايستاده است; واقعيت داشت، او... ديگر نبود. پس از اجراي مراسم مذهبي توسط کاردينال برتون، دعاي کوتاه و مختصر فرزندان استاد پاواروتتي قرائت شد. جمعيتي حدود صد هزار نفر از سحرگاه تا ساعت يک بعدازظهر روز شنبه، پس از اداي احترام به پيکر استاد، دفتر يادبود اين روز را امضا کردند. تابوت استاد پاواروتتي پس از خروج از کليسا در ميدان بزرگ شهر قرار گرفت و اسکادران نمايشي نيروي هوايي ايتاليا با عبور از آسمان، نسبت به او اداي احترام کرده و پرچم ايتاليا را با دودهاي رنگي در زمينه آسمان لاجوردي مودنا ترسيم کردند. جیورجیو ناپولیتانو، رئیس جمهور ایتالیا گفت ، ایتالیا از شخصی تجلیل می کند که برای کشور افتخارات بزرگی به ارمغان آورد.

آن گاه تابوت در ماشين قرار گرفت و به طور خصوصي و بدون حضور جمعيت به سمت آرامگاه کوچکي در حومه مودنا حرکت کرد؛ جايي که پيکر خانواده اش ( پدرش.مادرش.مادر بزرگش و... ) در آن قرار دارد.
بالای هفت پرده ی نیلیست جای او پا چون حباب به روی ابرها گذاشت رفت
نویسنده و تهیه کننده : محسن آرام بن
